حِلما، آخرین نفسِ خانهای که امید را دوباره زنده کرد.
الناز طاهری مدیر مسئول : سحرگاه آرام یک روز بهاری هنوز نرسیده بود که سکوت شهر شکست؛ انفجاری که لحظهای، روشنترین خانهی یک محله را به غبار بدل کرد. در چشمبههمزدنی، دیوارهایی که سالها قصهی خنده و زندگی بودند، فرو ریختند و شهری در بهتِ اندوه فرو رفت. اما در میان آنهمه خاکستر و دود،




