افسانه خودکارِ هویدا؛ دروغِ کوچک، فریبِ بزرگ

سهیلا عباسپور— افسانه خودکارِ گراننشده از آن روایتهایی است که بیش از آنکه تاریخی باشد، کارکرد سیاسی دارد. قصه ساده است: گفته میشود نخستوزیر وقت در دادگاه گفته هنر مدیریتش این بوده که قیمت خودکار بیک در تمام دوران مسئولیتش ثابت مانده. جملهای کوتاه، بامزه و بهظاهر قانعکننده؛ و درست به همین دلیل، ماندگار در حافظه عمومی.
در مطوعات آن دوره خبرِ مقابله با گرانفروشی، پاسخگویی دولت به انتقادها، و هشدار نسبت به هزینههای زندگی، بارها تکرار شده. اگر قرار بود قیمتها ثابت باشد، اصولاً مبارزه با گرانی به تیتر ثابت تبدیل نمیشد.
مشکل این نوع روایتها این است که شاخص را با نمونه عوض میکنند. اقتصاد با میانگین سنجیده میشود نه با استثنا. ممکن است قیمت کالایی به دلیل واردات انبوه، یارانه، یا کنترل اداری برای مدتی ثابت بماند، اما این نه نشانه مهار تورم است و نه نشانه کارآمدی ساختار اقتصادی. همانقدر که گران شدن یک قلم خاص، بهتنهایی دلیل فروپاشی نیست، ارزان ماندن یک قلم هم نشانه موفقیت نیست.
از سوی دیگر، نقل قولهای تاریخی وقتی ارزش دارند که مستند باشند. درباره آن جمله معروف، صورتجلسه رسمی و قابل اتکایی در دست نیست و بیشتر با یک روایت شفاهیِ تکرارشده طرف هستیم. تکرار، جای سند را نمیگیرد؛ فقط باور را تقویت میکند.
مسأله اصلی، فراتر از دفاع یا حمله به یک دوره است. خطای مشترک در داوریهای سیاسی ما این است که بهجای دیدن روندها، به نمادها میچسبیم. یک خودکار، یک عدد، یک خاطره. در حالی که ارزیابی عملکرد اقتصادی نیازمند نگاه به مجموعه شاخصهاست: تورم، دستمزد واقعی، مسکن، خوراک، و توزیع درآمد. تاریخ را نه با افسانه میتوان فهمید و نه با ضدافسانه. تنها راه، رجوع به داده، و اسناد و بررسی انها است..
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰