الناز طاهری
وقتی ارس از قاب خبر بیرون می آید
🖋️ یادداشت | الناز طاهری بعضی مناطق را میشود از پشت میز شناخت؛ با خبرها، آمارها و عکسهایی که هر روز در رسانهها منتشر میشوند. اما بعضی جاها را باید راه رفت، دید و لمس کرد تا فهمید چرا دربارهشان اینهمه حرف برای گفتن وجود دارد. ارس برای من از همین جنس بود. پیش از

🖋️ یادداشت | الناز طاهری
بعضی مناطق را میشود از پشت میز شناخت؛ با خبرها، آمارها و عکسهایی که هر روز در رسانهها منتشر میشوند.
اما بعضی جاها را باید راه رفت، دید و لمس کرد تا فهمید چرا دربارهشان اینهمه حرف برای گفتن وجود دارد.
ارس برای من از همین جنس بود.
پیش از این سفر، ارس برای من نامی آشنا در میان اخبار اقتصادی، مرزی و گردشگری بود؛ اما دیدن آن از نزدیک، تصویر دیگری ساخت؛ تصویری که در آن تاریخ، طبیعت، اقتصاد و زندگی مردم نه جدا از هم، بلکه در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
این تفاوتِ دیدن با خواندن است.
اقدام منطقه آزاد ارس در برگزاری تور رسانهای و دعوت از حدود ۲۰۰ خبرنگار، عکاس و فعال رسانهای نیز از همین منظر قابل توجه است؛ فرصتی برای اینکه اهالی رسانه به جای تکیه بر اطلاعات ثانویه، بخشی از ظرفیتهای ارس را از نزدیک ببینند و درباره آن روایت کنند.
در این سفر، پل ضیاءالملک، کلیسای سنت استپانوس، کلیسای چوپان، پل آهنی و ژئوپارک ارس، فقط چند مقصد گردشگری نبودند.
هر کدام بخشی از یک داستان بزرگتر بودند؛ داستان سرزمینی که تاریخ و طبیعت، در کنار ظرفیتهای اقتصادی و تجاری، به آن هویتی متفاوت دادهاند.
اما درست از همینجا یک پرسش مهم شکل میگیرد:
آیا آنچه از ارس دیده میشود، به اندازه ظرفیت واقعی آن است؟
شاید پاسخ هنوز نه باشد.
چون معرفی یک منطقه با انتشار چند خبر و چند تصویر تمام نمیشود. مقصدی مانند ارس به روایتی پیوسته نیاز دارد؛ روایتی که فقط زیباییها را قاب نگیرد، بلکه درباره زیرساخت، حفاظت از میراث، توسعه گردشگری، سهم جامعه محلی و آینده این منطقه نیز سؤال کند.
اینجاست که نقش رسانه از «انتقال خبر» فراتر میرود.
رسانه اگر فقط آنچه را میبیند تعریف کند، بخشی از کار خود را انجام داده است؛ اما اگر بتواند از دل مشاهده، سؤال ایجاد کند، میتواند به توسعه یک منطقه نیز کمک کند.
تور رسانهای اگر قرار باشد اثرش با پایان سفر تمام نشود، باید نقطه آغاز روایتهای تازه باشد؛ روایتهایی که هم ظرفیتها را معرفی کنند و هم مسئولان را نسبت به چالشها پاسخگو نگه دارند.
ارس ظرفیت آن را دارد که در ذهن گردشگر ایرانی، چیزی فراتر از یک نام در شمالغرب کشور باشد.
اما برای رسیدن به این نقطه، تنها ساختن جاذبه کافی نیست؛ باید داستان ارس را هم ساخت و درست روایت کرد.
داستانی که در آن میراث تاریخی، طبیعت، گردشگری، اقتصاد و زندگی مردم در کنار هم دیده شوند.
شاید ارزش واقعی چنین سفرهای رسانهای نیز همین باشد؛ اینکه خبرنگار برای چند ساعت از پشت صفحه نمایش فاصله بگیرد، وارد میدان شود و چیزی را ببیند که پیش از آن فقط دربارهاش نوشته بود.
برای من، ارس در پایان این سفر دیگر فقط یک سوژه خبری نبود.
به یک سؤال تبدیل شد:
ما چقدر از ظرفیتهایی را که در همین سرزمین داریم، دیدهایم، شناختهایم و درست به دیگران معرفی کردهایم؟
و شاید پاسخ به همین سؤال، آغاز روایتهای تازهای از ارس باشد.





برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰